لوگوی دوزلی بوک
کتاب اختصاصی چی کاره بشم
 رویای ترسناک پرواز ، رفع اضطراب

رویای ترسناک پرواز ، رفع اضطراب

مژگان مشتاق

بچه‌ ها از پله‌ های ایوان بالا رفتند و کنار مادربزرگ روی قالیچه‌ ای قدیمی نشستند. قبل از آنکه بچه‌ ها چیزی بگویند مادربزرگ دستی به سر روزبه کشید و گفت: «پسرم تو چرا مثل سیاوش و ستاره بازی نمی‌ کنی؟» روزبه که سرش پایین بود و ناخن‌ هایش را می‌ جوید، گفت: «من نمی‌ توانم با بچه‌ ها بازی کنم. باید خودم را برای امتحان تیزهوشان آماده کنم. مامان و بابا دوست دارند حتما در این امتحان قبول شوم...

خانه
سبد خرید ( ۰ )
داستان ها
دوزلی بوک چیست؟
شرایط خرید
تخفیف ها
تماس با ما
مجله دوزلی بوک
پرسش های متداول
گردونه شانس